چرا تروئیکای اروپا چرخید؟ – ایرنا

[ad_1]

حقیقت آن است که دولت های اروپایی طی سه سال گذشته تلاش کردند در برابر پدیده جدید سیاست در آمریکا یعنی دونالد ترامپ که با سیاست های تند دست راستی اش، آمریکا را بر لبه پرتگاه برده و جهان را از همیشه ناامن تر کرده است، مقابله کنند و در مراحلی به دهن کجی های او واکنش هایی هم نشان دادند، تا جایی که بارها با او در ارتباط با معاهدات و پیمان های بین المللی که رئیس جمهوری آمریکا زیر پاگذاشت، وارد چالش شدند و نیز تمایل داشتند با زنده نگهداشتن توافق برجام، استقلال و حیثیت سیاسی خود را حفظ کنند، اما چه شد که تروئیکای اروپا هفته گذشته در موضوع هسته ای ایران خودزنی کرد؟برای روشن شدن مساله قطعنامه ای که سه کشور اروپایی آخر هفته گذشته تنظیم کرده و برغم مخالف روسیه و چین ،‌ در شورای حکام به تصویب رساندند، ابتدا لازم است، چکیده ای از پیشینه موضوع داشته باشیم.

اروپایی ها که از برجام بیشترین بهره اقتصادی را برده بودند و همین امر هم مورد اعتراض واشنگتن بود، بعد از خروج ترامپ از این توافق، به دلیل فشارهای وارده مجبور شدند بازار ایران را در همان آغاز راه ترک کنند و به تبع آن دیگر زمینه های همکاری های تجاری و اقتصادی هم از بین رفت.

آنها در ادامه تلاش زیادی کردند تا برجام به عنوان یک پروژه بین المللی که اتحادیه اروپا در آن نقش بزرگی برای خود تعریف کرده و آن را حاصل یک اقدام چندجانبه گرایی می دانستند و یک پیروزی برای خود، به هر نحوی حفظ کنند، اما مشکل اینجا بود که به دلیل عدم استقلال سیاسی و اقتصادی در برابر فشارهای آمریکا توفیقی در حفظ آن از طریق اجرای عملی تعهدات خود نیافتند و طولانی شدن ماجرا نشان داد، اتحادیه اروپا آن جریانی که در معادلات جهانی بتواند موازنه برقرار کرده و توان ایستادگی در برابر یکجانبه گرایی آمریکا داشته باشد، نیست. از همین رو در کنار تشویق ایران به ماندن در برجام و  با سازوکاری موسوم به اینستکس یک بازی فرسایشی را شروع کردند به امید اینکه در انتخابات آینده، شاید ترامپ برود و یک دمکرات بیاید و آمریکا باردیگر به برجام بازگردد تا برای اتحادیه اروپا که حالا با مشکلات فراوانی روبروست و سخت می توان نام اتحادیه بر آن نهاد، آبرویی ذخیره کند.

اما در این میان سوالی که بیش از سایر مسائل ذهن ناظران سیاسی را به خود مشغول می کند این است که اروپایی ها (به غیر از انگلیس) با اینکه این روزها ، ترامپ در وضعیت مناسبی نه در صحنه داخلی و نه بین المللی قرار ندارد، چرا وارد بازی در چنین زمینی شده ‌اند؟

برای پاسخ به این سوال ، چند نکته اساسی و اصلی را باید یادآور شد؛ از جمله اینکه با خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و شیوع پرتلفات ویروس جدید کرونا در این قاره و عقب ماندگی های اروپا از چین در عرصه های اقتصادی و امنیتی، این اتحادیه را بیش از هر زمان در موضع ضعف نشانده است.

در حوزه امنیتی، تهدید ترامپ به خارج ساختن نیروهایش از اروپا کارساز بود و حتی برغم آنکه آلمان ها تلاش کردند از این موضوع ساده انگارانه عبور کنند، اما اظهارات آقای استولتنبرگ دبیرکل ناتو در آخر هفته گذشته چیزی فراتر از اظهارات رسانه ای را بازتاب داد، بطوری که به دنبال اعلام خروج نیروهای نظامی آمریکا از آلمان، گفت: اروپا به حضور نظامی بیشتر آمریکا نیاز دارد!

نکته دیگری که در چرخش اخیر اتحادیه اروپا در قبال برجام نباید نادیده گرفت، مساله نزدیک شدن به پایان موعد تحریم های تسلیحاتی ایران است که آمریکایی ها از هفته ها قبل برای جلوگیری از لغو این تحریم ها در چارچوب برجام، یک کارزار بین المللی براه انداخته اند.

به نظر می رسد اروپایی ها به دو دلیل در ارتباط با این بند برجام دبه کرده باشند؛ اول اینکه شاید برای خود در آینده سهمی از بازار سلاح با ایران نمی بینند؛ چرا که براساس برآوردهایشان چین و روسیه بازارهای مطمئن تری برای ایران تلقی می شود و به علاوه با برداشته شدن تحریم ها ، ایران حتی می تواند تسلیحات نظامی آمریکایی نیز از بازارهای جهانی خریداری کند، بنابراین آیا اروپا خود را در این بخش بازنده می بیند؟

دلیل دیگر اینکه ، گویا اروپایی ها از روند تحولات در ارتباط با آزادی زندانیان و شایعات و بحث های مطرح در خصوص امکان یا احتمال هرگونه مذاکره ای تازه میان تهران و واشنگتن به وحشت افتاده باشند و اینگونه به نظر می رسد اروپایی ها که به دلیل ناتوانی در برابر فشار دلار و لابی اسرائیل و عربستان، نتوانسته اند در ارتباط با تعهدات خود در چارچوب برجام عمل کنند، حال نگران یک معامله احتمالی و در نتیجه دور خوردن خود شده اند.

احتمال زیادی وجود دارد که اروپایی ها دچار توهم شده باشند و تصور اینکه در هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، اروپا کنار گذاشته شود،‌ باعث شده سه کشور تروئیکای اروپایی به یکباره از برجام منحرف شوند و قطعنامه ای را براساس دروغ های نتانیاهو و لابی سعودی ها تنظیم و در شورای حکام تصویب کنند.

آیا به غیر از این می توان دلیل مستدل و محکمی برای توجیه اقدام اروپایی ها آورد؟، آن هم در شرایطی که ترامپ روزهای سختی را طی می کند و پایتخت های اروپایی که به دلیل یکجانبه گرایی های او حیثیت خود را از دست رفته می بینند،‌ بهترین فرصت را برای زدن لگدی کاری به او و دولتش یافته اند، این حرکت توجیه پذیر است؟

آیا نمی توان متصور بود که دولت های اروپایی با این حرکت، بر خلاف منافع دمکرات ها، در آستانه انتخابات، پاس گل به ترامپ و حامیان جمهوری خواه وی  داده اند؟ و توپچی او شده اند؟

تلاش ترامپ و تیم تندرو و افراطی او برای کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت از طریق آژانس، حول یک هدف اصلی تمرکز یافته و آن به دست آوردن یک برگ برنده در انتخابات ماه نوامبر ریاست جمهوری آمریکا است و بی شک اروپایی ها از این موضوع بی خبر نیستند.

در همین ارتباط آمریکایی ها تلاش دارند به هر شکل جلوی بند مربوط به پایان تحریم های تسلیحاتی در توافق برجام را که به دلیل خروج ترامپ از آن در سال 2018 برایشان امکان پذیر نیست، بگیرند تا بزعم خود، یک برگ برنده در انتخابات بدست آورند، اما این امر بدون همراهی سایر اعضای برجام شدنی نیست.

هدف دیگر آمریکایی ها هدایت روند جاری به سمت میز مذاکره با ایران است که آن هم بزعم ترامپ یک موفقیت و کارت تلقی می شود و دست آخر در بدبینانه ترین حالت زمینه سازی برای یک ماجراجویی نظامی در منطقه است تا در فرصت باقی مانده شاید با تحریک و تشویق تندرو و جنگ سالاران آمریکایی ، توسط ترامپ رو شود.

به این ترتیب به نظر می رسد، اروپایی ها با ورود به این بازی، به شکل تحقیرآمیزی در برابر ترامپ زانو زده اند ؛ تفاوتی هم ندارد چه نگران امنیت خود در برابر غول های شرقی باشند یا نگران هرگونه دور خوردن در آینده روابط ایران و آمریکا ، اما آنچه قابل نادیده گرفته شدن نیست، اینکه آنها بر روی مردی شرط بندی کرده اند که بر لبه پرتگاه قرار دارد.

[ad_2]

Source link

Leave a Comment